یک حس غریب

عيد فطر
نویسنده : الهه - ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۱٦
 

تعطیلات غیر منتظره عید فطر همهء اعضای خانواده رو بر این داشت تا برنامه ریزی دقیقی جهت گذراندن ایام ( ترجیحا با اقوام ) داشته باشیم ، اما از اونجا که طرح برنامه با عدهء زیاد معمولا با شکست مواجه میشه بنا شد من ، خواهر و برادرم  به اتفاق با تور دوستان برادرم به سفر تفریحی 2 روزهء کویرنوردی (کویر مرنجاب- در 60 کیلومتری کاشان) بریم .

با اینکه زیاد کویر رفته بودم اما کوههای شنی و ماسه ای رو -که اتفاق نمی افته جنبنده ای رو به زیبایی خودش جذب نکنه- از نزدیک لمس نکرده بودم ، فضای بکر – پهناور و مسکوت اونجا کمتر عابدی رو غرق معبود نمی کرد ، نهایت اینکه زیبایی و خنکای اون کوههای شنی عاری از گیاه و سبزه کم از جنگلهای عظیم و چشمه ساران نبود ، چراکه حضور خدا بیشتر مشهود بود .

ساعت 9 شب جمعه از سفری که جزء عمرم محسوب نشد و خاطرات زیباش هرگز فراموشم نمیشه به تهران برگشتیم و با انرژی کافی برای هفته ای کاری آماده شدیم .