یک حس غریب

يلدا
نویسنده : الهه - ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/٤
 

بنا به رسم چند ساله شبای یلدا اقوام نزدیک و درجه یک همگی در منزل ما جمعند و شب پر خاطره ای رو در کنار هم سپری میکنیم ، بزم  شعر و رقص ، نوای موسیقی و خلاصه هر کس هنری رو میکنه ، اما چهار ساله بدلیل فوت مرحوم پدربزرگ عزیزم که در همین ایام بود و بواقع مجلس گرم کن تمامی این دوره ها بودند مهمانی این شبها رنگ کمتری بخود گرفته ،  چه بسا که امسال اصلا برگزار نشد اما فردای یلدا روز جمعه ، همهء اون جمع نهار در باغ رستورانی به دعوت ما دور هم  جمع شده و جبران شب قبل را نمودیم ، روز خوبی بود و خوش گذشت .